تبلیغات
یه سری همکلاسی
یه سری همکلاسی
باحال های یک کلاس

نظرسنجی

به نظر شما چه مطلبی در سایت قرار بدیم؟

درباره ما


یه سری از بچه های گل دور هم جمع شدیم که با هم دیگه فارغ از تحصیل بشیم


 ایجاد کننده وبلاگ : امیر تقوی جو

این صفحه را به اشتراک بگذارید

آمار بازدید

» کل بازدید ها :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل مطالب :
» آخرین بروز رسانی :


خطاطی نستعلیق آنلاین

Page Rank Check

Future Google PR for mstc.mihanblog.com - 3.17 Trust Rank for mstc.mihanblog.com - 0.90

free counters

iswa-portal.com/ درسنامه

ADS

دانلود نرم افزار و موزیک

بازی سریع و آتشین رو دیدی؟ بیا بازی کن ببین چه پدیده ایه!! بازی سریع و آتشین رو دیدی؟ بیا بازی کن ببین چه پدیده ایه!!

یه سری همکلاسی

صفحات سایت :

خاطره ای از یک دختر باهوش !‎

شنبه 19 فروردین 1391, 07:51 ب.ظ نویسنده امیر تقوی جو دسته بندی : آزاد..., طنز, داستان كوتاه,

یکی از دوستام با یه پسر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طور شده
باهاش عروسی کنه ، تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که 5 ساله دفتر خاطرات
داره و همه چیزشو توش می نویسه ، این آقا هم گیر داد که دفتر خاطراتتو بده من
بخونم!
از فردای اون روز مژگان و من نشستیم به نوشتنه یه دفتر خاطرات تقلبی واسش ، من
وظیفه قدیمی جلوه دادنشو داشتم ...، 10 جور خودکار واسش عوض کردم ، پوست
پرتقال مالیدم به بعضی برگاش ...، چایی ریختم روش ...
مژی هم تا می تونست خودشو خوب نشون داد و همش نوشت از تنهایی و من با هیچ پسری
دوست نیستمو خیلی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انســــانیت برام مهمه
و ...
بعد از یک هفته کار مداوم ما و پیچوندن آقای دوست پسر ، دفتر خاطراتو بُرد
تقدیم ایشون کرد ... آقای دوست پسر در ایکی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق سر
مژی کوبید و گفت :
منو چی فرض کردی؟


اینکه سالنامه 1390 هست! تو 5 ساله داری تو این خاطره می نویسی؟


و اینگونه بود که مژی هنوز مجرد است




برچسب ها : خاطره ای از یک دختر باهوش !‎ , خاطره , خاطر , از , یک , دختر , با , هوش , باهوش , دختر باهوش , پسر , پسر باهوش , خاطره یک پسر باهوش , یه سری همکلاسی , کتاب , جزوه , پروژه , دانلود ,